ای دوست ...
بيم آن ندارم که روزي آسمان تورا از من بگيرد
بيم آن دارم که روزي تو خود را از من بگيري
بيم آن دارم که شب در وجود تو طوفان کند
خورشيد مهر تو را پنهان کند
درختي را که من در تو کاشته ام براندازد
وبرگ هاي طلايي دوستي را بر خاک اندازد
تو خود را از من مگير
من در تو و با تو زاده شدم
بگذار در تو و با تو بميرم.
|